السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
23
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
از كسانى كه با مرتدها جنگيدهاند ، و نيز آنها كه بعد از رسول خدا ( ص ) بر اسلامشان ثابت قدم باقى ماندهاند ، سپاهى فراهم آريد . دار اين سپاه ، و در كنار شما ، هيچيك از مرتدها حق شركت در جنگ را ندارد ، تا دستور من به شما برسد . سپس شعبى ادامه داده مىگويد : به روزگار خلافت ابوبكر ، هيچ مرتدى در جنگها شركت نداشته است . 3 - و باز طبرى با همان سند از قول سيف مىنويسيد : ابوبكر تا زنده بود ، در هيچيك از جنگهاى خود از آنان كه مرتد شده بودند يارى نجست . امّا عمر آنان را به يارى مىگرفت ، ولى هرگز ايشان را به فرماندهى سپاه نمىگماشت مگر بر عدهاى انگشتشمار كه تعدادشان به ده نفر ، يا به مراتب كمتر از آن مىرسيد . او از انتخاب شخص صحابى به فرماندهى سپاه هرگز غفلت نمىكرد ! 4 - هم او در روايتى ديگر از قول سيف چنين نوشته است : همه مىگويند كه ابوبكر از گروه مرتدها در جنگهاى ارتداد ، و لشكركشى به عراق ، و جنگ با ايرانيان ، يارى نجسته است . او ، با وجوديكه مرتدها را به سپاهى گرى مىگرفت ، هيچيك از ايشان را به امارت ، و ولايتى منصوب نكرده است . اين مطالب را سيف در روايات متعدد آورده ، و با اصرارى هرچه تمامتر خواسته است تا ثابت كند كه در زمان خلافت ابوبكر و عمر فرماندهى سپاه اسلام هميشه با فرد صحابى بوده ، و بجز ايشان كسى ديگر عهدهدار چنين مقامى نبوده است . اما با همهى اين احوال گفتههاى سيف و روايات او ، با حكومت « امرو القيس » بر مسلمانان « قضاعه » « 1 » از جانب خليفه عمر ، حتى پيش از آن كه يك ركعت نماز در
--> ( 1 ) . قضاعه ، مجموعهء قبايل بزرگى است شامل « حيدان ، بهراء ، بلى ، جهينه » و غيره كه ابن حزم در كتاب « انساب » خود ( 440 - 460 ) به شرح آنها پرداخته است . مركز آن نخست « شحر » و بعد در « نجران » و سپس « شام » بوده ، و محدودهى سكونت ايشان سرزمينى پهناور و حد فاصل بين زمينهاى شام و حجاز تا عراق وسعت داشته است . به « معجم قبائل العرب » ، واژهء « قضاعه » ( 3 / 957 ) مراجعه رمائيد .